
در همه کشورها، یک صندلی طلایی و درخشنده وجود دارد که به آن «صندلی ریاستجمهوری» میگویند و برای دسترسی به آن و تصاحب «شمشهای ناپیدای طلا ــ که در زیر صندلی، چیده شده؛ خونینترین و کثیفترین جنگهای اجتماعی و رسانهای را، به نمایش میگذارند تا بتوانند، آن صندلی را، صاحب شوند و بر بنیادها و ثروتهای یک کشور، حکومت کنند؛ و آن چیزی که، در این زدوخوردها و فعالیتهای سیاسی هیچ جایگاهی ندارد! همانا «صداقت» و «پاکدامنی» است.
«پرداخت دروغ»های پیچیده و رنگارنگ و نقشآفرینی آن در لایههای مختلف سیاست و سیاستمداری و تفسیرهای سیاسی، در دنیای متمدن و پیشرفته امروز، یک «تخصص انحصاری» و شگفتانگیز است.
به همین خاطر، در جهان سیاست و سیاستبازان جهان اولیها و بسیار مدرن، موسسات و شرکتهایی که تواناییهای متعدد و حقیقتا شگفتآوری در پردازش «دروغها ــ یا دروغهای چندوجهی» دارند، بهوجود آمده و انواع خدمات کاربردی «دروغ» را ساماندهی میکنند و در یک بستهبندی کامل و قابل مصرف به دولتها و سازمانهای اطلاعاتی، تحویل میدهند و دستمزدهای میلیون دلاری را به چنگ میآورند.... از آغازین روزهای پیروزی انقلاب، و نجات و رهایی «سرزمین مقدس ایران» از چنگالهای چندین شاخه قدرت جهنمی استعماری تمدن غربی، «استراتژیهای دروغهای ضدیرانی» شروع شد؛ و بر آسمان آبیفام وطن و هویت فاخر تازه تولدیافته، فروریخت... و هماکنون نیز این کارگاه دروغسازی و کذبآفرینی؛ با جدیت دارد به کار شیطانی خویش و آزار رساندن به روح و آمال و ذهنیت ایران بزرگ و مقتدر ادامه میدهد؛ و هماینک، باید گفت قرن بیستیکم، در سایه روشن یک «دروغ جهانی» علیه «ایران حسینی» آغاز شده و تمامی تحولات سیاست جهانی را در زیر سایه سیاه و بدچهره خویش نگاهداری و نگهبانی کرده و به این گونه حقیقت شیطانی سیاست و دستگاهها و نهادهای سیاسی و اطلاعاتی تمدن غربی را، به پیش میراند:
بنابر این حقایق روشن؛ با قدرت و استواری باید گفت: پیشران حقیقی و واقعی جهان سیاستساز تمدن غربی ــ آمریکایی، یک «دروغ بزرگ ــ و تکرارشونده» بیش نیست؛ و آن دروغ، همانا، هدف قدرت علمی و صنعتی و انرژی هستهای، در ایران، دسترسی به «بمب اتمی» یا تسلیحات اتمی است؛ و آن «دروغ» همانا، «دسترسی به بمب اتمی» و یا «تسلیحات اتمی»، توسط نظام و صنعت انرژی هستهای ایران، است.
فلسفه سیاسی تاریخ تمدن غرب دستکم، در این سه دهه قرن بیستویک حول یک دروغ تکرارشونده، چرخیده است و با بازی با این «دروغ تکرارشونده»، جهان را، دستخوش یک جنگ بیاساس و غیرانسانی کرده است؛ و باید دانست و با قدرت اعتراف کرد: هنگامیکه، دروغ یا دروغهایی توسط قدرتمندان و مالکان کاخهای ریاستجمهوری گفته میشود دیگر این دروغها، هرگز معمولی به حساب نمیآیند بلکه، این دروغها، بزرگترین دروغهای تمدنی، نگریسته میشوند و «نگرش» و «بینش» را، در جهان فرهنگها و اندیشهها و گفتوگوهای ضروری بشری، لغزشپذیر و بیسرانجام و فرجام خواهند کرد؛ و به این ترتیب بر حجم ناراحتی و ناآسایشهای بشری همچنان و روزانه میافزایند و میافزایند.
تمدن جهانیای که، در قله آن «دروغ» درخشندهترین، صدای فلسفه قدرت و سیاست باشد، پایانی جز، انفجار و پیوستن به «سیاهچالههای» بدبختی و بدسرنوشتی ندارد.
از «لبو فروش آبادانی» تا پرده سینما
ذرهبین رسانههای ورزشی دنیا روی بازیکنان برجسته